dream-of-love

در آن نفس که بمیرم، در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم

به گفت و گوی تو خیزم،به جست وجوی تو باشم

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم

نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم

جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم

به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم

می بهشت ننوشم ز جام ساقی رضوان

مرا به باده چه حاجت که مست بوی تو باشم

هزاربادیه سهل است با وجود تو رفتن

اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم


نوشته شده در یکشنبه 22 اسفند 1389 ساعت 09:45 ب.ظ توسط dream of love نظرات |


Design By : Pichak