dream-of-love

این زخم ها نمک میخواست...
پاشیدی...!!
دست هایت را به حافظه دست هایم سپردم
تو را که کم می آورم
دست هایم می لرزند.
زیر باران خاطراتمان،
غسل زیارت میکنم
اعمال چشم هایت سنگین است !
امروز دوباره دلم شکست،
از همان جای قبلی...!
کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشوی،
کاش میشد فریاد بزنم:"پایان"
اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد...
آدم ها از دور دوست داشتنی ترند!!!!!


نوشته شده در پنجشنبه 14 بهمن 1389 ساعت 03:46 ب.ظ توسط dream of love نظرات |

            

سلام.اینبار یه پست متفاوت گذاشتم.

این پنجره رو نگاه کنید.خودتون رو پشت پنجره فرض کنید و  احساس و شرایطی که بهش نیاز دارید رو تصور کنید.امتحان کنید.خیلی حس خوبی به آدم میده.


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 03:25 ب.ظ توسط dream of love نظرات |


Design By : Pichak